تبليغاتX
و خداوند بزرگتر از آن هست که وصف شود
و به هر که بخواهد بی حساب روزی عطا می کند



+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1391ساعت 11:27  توسط وندا وحیدی  | 




شب که مي رسد به خودم وعده مي دهم

که فردا صبح حتما به تو خواهم گفت
صبح که فرا مي رسد و نمي توانم بگويم
رسيدن شب را بهانه ميکنم
و باز شب مي رسد و صبحي ديگر
و من هيچ وقت نمي توانم حقيقت را به تو بگويم
بگذار ميان شب و روز باقي بماند که
چه قدر
دوست دارم.


راستی روسپی! از خودت پرسیدی چرا اگر در سرزمین من و تو، زنی زنانگی اش را بفروشد که نان در بیارد رگ غیرت اربابان بیرون می زند اما اگر همان زن کلیه اش را بفروشد تا نانی بخرد و یا شوهر زندانی اش آزاد شود این «ایثار» است !
مگر هردو از یک تن نیست؟
بفروش ! تنت را حراج کن… من در دیارم کسانی را دیدم که دین خدا را چوب میزنند به قیمت دنیایشان، شرفت را شکر که اگر میفروشی از تن می فروشی نه از دین.
(( فریدون فرخزاد ))


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390ساعت 12:24  توسط وندا وحیدی  |